محمد تقي جعفري

11

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

احساس مىكنند و انقلاب روحى در اين فرض شديد است و ادامهء آن بستگى به پيروزى در مرتفع ساختن موانع پيشين و مقارن دارد كه شخص ابتدايى را در خود غوطه ور ساخته است . ب - انسانهاى بىطرف از معارف الهى و ضد آنها - موقعى كه با مضامين كوبندهء مثنوى مواجه مىگردند ، تا مدتى و تا حدودى به خوبى و شايستگى روحى آن مضامين حالت پذيرش نشان مىدهند ، اگر در زندگانى آنان ، هدفهاى مخصوص شخصيتشان را نخريده باشد ، تدريجاً و با تكرار آشنايى با مضامين مثنوى مىتوانند راهى درون خود شوند و بهره بردارى كنند . ج - تأثير مثنوى در اشخاص ضد ما وراى طبيعى اولًا به وسيلهء واقع بينىهايى صورت مىگيرد كه جلال الدين در جهان بينى ابراز كرده است ، مانند مسائل فوق العادهء جالب روانى و جاذبيت كيهانى و اتمهاى تفكرات و خاطرات درونى و عموميت قانون حركت و تحول در كارگاه هستى و قوانين تضاد و مباحث مربوط به موج روانى و پديده هاى اجتماعى و طبيعى . . . . بدينسان مثنوى گروه فراوانى از مخالفين ما وراى طبيعت را با طريق مزبور رام ساخته و آنان را نيز رهسپار درون خود نموده است . د - وضع افراد انديشمند و مطلع و داراى معلومات كلاسيكى در مقابل مضامين مثنوى ، مانند اين است كه فردى در دستش يك تسبيح با دانه هاى منظم و حساب شده دارد ، موقعى كه ضربهء بعضى از مضامين مثنوى به او وارد مىشود ، مىبيند كه دست بالاترى آمد و نخ تسبيحش را پاره كرد و دانه هايش را به زمين ريخت ، ضمنا اين مطلب را هم در گوش او گفت كه سازندهء اين دانه ها و نخ خود تو نبوده‌اى ، بلكه كتابها و استادان و بازيگرىهاى ذهنى تو بوده‌اند كه براى تو دانه ها ساختند و نخى بافتند و براى تو تسبيحى درست كردند ، اكنون گام بدرون خود بگذار و دست سازندگان مصنوعى را از درون خود قطع كن و عكسهاى ديگران را كه بر در و ديوار درونت آويزان كرده‌اى بر دار و بيرون بريز و خود را تماشا كن و بشناس و آن گاه روح ، خود به تو خواهد گفت كه چگونه و با چه وسيله‌اى بايد خود را بسازى و براى خود تسبيح